؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پایان علامت سوالها کلامیست ان را بخوان
اگر چشمی برای دیدن داری ببین و
زبانی برای گفتن داری بگو و
اگر می شنوی اندک زمانی را در گهواره پستی ها هم بمان و اسوده باش .چیزی نمی شود.فقط
معنای اصلی درد را تجربه می کنی.
گوش کر میشود
چشم کور می شود
زبان لال می شود .
فقط یک دل می ماند.
ان را به زنجیر می کشی اگر اینچنین نکردی
تو بازمانده ای از دروغگویان خواهی بود که عاشقانه می زیست.
از دنیا چه می خواهی
بت ؟
یا اینکه سزای نابودی؟
می خواستی رنگ نگاهی را با نوک انگشتانت لمس کنی ولی غافل از ان بودی که
قطرات اشکی وجودت را لمس می کرد.
بر چه می خندیدی؟
برای سالها تباهی لبخند بزن واین جرم را به حساب کودکی بگذار که در کنار دریا بازی می کرد.
بیدار شدم.از پیله خود وارهیدم پروانه را در اوج شکار کردم.نمی دیدی و نخواهی دید که
دستانم بالامی رفت تا تشنه وجودش شوم؟
شعورتان را در مهلکه نیستی به هلاکت برسانید .انوقت می بینید که سالها را خاموش
بوده اید.
نه از فرطی خستگی می گفتید اری بیدارم .اری می فهمم.اری درکتان می کنم.
فقط فراموش می کنید که بگویید:((من فراموش کارم))
چه جمله ساده ای که تکرارش را با بی تفاوتی به پایان می رسانید.
واقعا چه چیزی را جا گذاشته اید و می گویید:فراموشکارم.
گاهی انسانها نیاز دارند تا از دریچه مغزشان صدها بار سقوط کنند تا یک بار چشمان
خودشان را باز ببینند.